تقدیر از استاد محمدرضا شجریان
بنام خدا
سالهاست كه با صدايش آشنايم و نواي دلنشين اش مدتهاست كه با من است. اين همراهي و اين آشنايي همواره با تازگي و نوشوندگي همراه است و هر يك از كنسرتها واجراهايش دريچه اي و تجربه اي نو به عالم هنر و موسيقي است. استواري و پايمردي اش در اين عرصه ، سخت ستودني است و كساني كه دستي در آتش آواز و موسيقي دارند خوب مي دانند كه پيمايش اين راه چه رنجي دارد و چقدر طاقت فرساست. من خود اين راه را آزموده ام و در آغاز آن رخت خويش از اين ورطه بيرون كشيده ام.«كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها.» با اين وجود مي توان به اين نكته پي برد كه استاد براي فراتر رفتن ورسيدن به قله هاي آواز چقدر رنج برده و سختي كشيده است. براي همين است كه ماكسي مثل او نداريم و در اكثر اوقات آوازها و تصنيفهاي سطح پايين را مي شنويم. بي گمان اجراي آوازهايي چنين والا فقط درتوان استاد محمدرضا شجريان است.
من براي استاد شجريان همان نقشي را در آواز قائلم كه براي فردوسي در ادبيات فارسي قائل هستم. آنگاه كه از شنيدن آوازهاي او حيران و مبهوت فرو مي مانم؛ حيرت زده مي گويم كه خداوندا چگونه مي توان از او تقديركرد؟ و چگونه مي توان هنرمندي او را ارج نهاد؟ فرو مي ماني كه چه بگويي و چگونه با اين ناتواني كنار بيايي؟ آخر چگونه مي توان«نوا» را شنيد و دم زد. و«پيوند مهر» را گوش كرد وستود. درباره ي «دستان» و«زمستان»و«سروچمان» و«بيداد» و«فرياد» و«ياد ايام» و... چه مي توان گفت؟ چگونه مي شود به اين آفتاب تابان نزديك شد؟ اين قله آنچنان بلند و متعالي است كه سراسر حيرت را نصيب تو مي كند و تو را با لذتي همراه با غربت تنها مي گذارد.
به ذهنم رسيد كه اين موضوع را با دوستان و مخاطبان علاقمند به استاد در ميان بگذارم. نظرات آنها را بگيرم و با انديشه هايشان آشنا شوم. دوستان وبلاگ نويس مي توانند در پست هايي مشابه اين پست، به اين موضوع بپردازند ونظرات را بگيرند و نيز مي توانند با خبررساني خود وبلاگ هاي مرتبط را در جريان اين نظرخواهي قرار دهند.اين كنكاش وبلاگي نتايج پرباري را رقم خواهد زد. و شايد اين كنكاش، خود تقديري از استاد محمد رضا شجريان باشد.
براستي چگونه مي توان از استاد محمدرضاشجريان تقديركرد؟
